تبليغاتX
محمد برنو
عکاسی

 دیدن خاتمی همیشه منو یاد بهار ۷۶ می اندازه

یاد روزهایی که کلی آرزو داشتم...

روزها چقدر زود میگذره.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1385ساعت 2:25  توسط برنو | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 23:52  توسط برنو | 

اینم از موحبتهای بی خوابی... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 6:35  توسط برنو | 

چند وقته حسابی بهم ریختم ...

خیلی خستم ...همه چیز بهم ریخته...

اصلا نمی دونم از کجا شروع کنم که سرو سامون بدمش.

حوصله هیچ چیزو هیچ کس رو ندارم.

نمی دونم چکار کنم !!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 5:50  توسط برنو | 

داشتم به عکسهام سرو سامون می دادم که عکس حسن رو دیدم .

این عکس رو اوایل پاییز ۸۴ تو میدان انقلاب روزی که اولین بارون پاییزی می بارید گرفتم.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 11:4  توسط برنو | 
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 7:27  توسط برنو | 
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 7:25  توسط برنو | 

دیشب  خواب" علی برادران "رو دیدم .

چند وقته دلم خیلی هواشونو کرده .

خیلی...

هوای استاد گفتنای " علی "

هوای لبخند های معنی دار " حسن "

یادشون بخیر.

دلم خیلی گرفته . 

اینم آخرین عکسی که با علی گرفتم.

روحشون شاد.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 5:47  توسط برنو |