تبليغاتX
محمد برنو
عکاسی

خیلی وقته چیزی ننوششتم .

حتی عکسم نذاشتم واقعیتش اینه که اصلا عکسی نگرفتم ...

تو این اوضاع نابسامان که هر لحضه باید منتظر دیدن یا شنیدنه

 اتفاقی باشی که ساعتها فکرتو مشغول می کنه .

یا هر بار که تلفنت زنگ می خوره باید منتظر شنیدن خبر تعطیی یه روزنامه -

بیکار شدن خودت و صدها نفر یا زندانی شدنه یکی دیگه از همکارانت باشی

دیگه اصلاحالی برای زندگی کردن هم نمی موونه

 چه برسه به نوشتن و عکاسی کردن...

که اینا فقط به خاطر

 خودخواهی کسی که دم از مهرورزی و عدل علی(ع) میزنه

عرصه زندگی بهشون تنگ شده .

راه نفس مردم را گرفته اند و میگویند چرا تنفس نمی کنید؟

نفس کشیدن حق شماست . . .

کاش اونقدر که با دقت به موهای بیرون دخترا-آستینهای کوتاه پسرا

 نگاه میکنند - به شکمهای گرسنه کودکان و سرهای ازشرم فرود آمده

پدرانشان هم نیم نگاهی می کردند ...

می ترسم از روزی که ایران من ...ایران ما ...

بخاطر وجود انسانهایی که برای حکومت کردن هر کاری می کنند .

به ویرانه ای تبدیل شود !!!

واقعا میترسم از آینده ای که در انتظارمونه ... 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 0:5  توسط برنو |